تاراتارا، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 13 روز سن داره
وب جون☺وب جون☺، تا این لحظه: 2 ماه و 10 روز سن داره

دختری با خیال های رنگی

خاطرات تارا ،دختری از جنس لبخند☺

🌼دختری با خیال های رنگی 🌼

سلام 

خیلی خوش اومدین به وبلاگم🌸

این وبلاگ دروغ نیست بلکه قسمتی از خیالات منه!

یعنی توی این وبلاگ خیالات وارد زندگی من میشه🙄

خب دیگه سرتونو درد نیارم.

اسم من تارا هست

و یک خواهر بزرگ تر به نام ترانه دارم.

قراره اینجا خاطرات رنگیمو ثبت کنم 😊

ممنون که وقت گذاشتید ❤

روز به روز من🎶

سلام دوستان خیلی وقته که نیومدم نی نی وبلاگ😕آخه مگه مدرسه ها میذاره😤 به نظرم نی نی وبلاگ خلوت شده😁نمیدونم چرا همچین فکری میکنم😂 اینکه بگم امتحان میان ترم تموم شده و نمرات هم عالی بود من که زیاد خودمو اذیت نکردم و به اندازه خوندم در حد این که از هرسوال نکات مهم رو بتونم توضیح بدم 😉 اخه زندگی که فقط درس خوندن نیست... باید زندگی کنیم🌳شادباشیم🌈 به نظر من که پول و خونه و ماشینو... خوشبختی نمیاره البته هر کس با یه چیزی خوشبخته🌻 ومن با زندگی شاد🌈 یعنی حاضرم توی یک خونه ی کوچیک زندگی کنیم،ماشین نداشته باشیم،درآمد آنچنانی نداشته باشیم و.. اما همین که از زندگیم شاد باشه و توش احساس خوشبختی کنم برام بسته😊 خب دیگه بریم سراغ...
14 آذر 1398

خاطرات شماللل🦄

سلام سلام توی تعطیلات اخیر ماهم مثل یه سری رفتیم شمال 🌸 راستی امتحان ریاضی هم خیلی خوب بود😅) جاتون خالی خیلیییی خوش گذشت🌹 خب بریم سراغ سفرمون🌾 بعد از ظهر که از مدرسه اومدیم حرکت کردیم .جاده خلوت بود و زود رسیدیم من و ترانه تند تند از پله ها میرفتیم بالا و توی حیاط گشت میزدیم از لحظه ای که پیاده شدم فهمیدم که شمالم😋 بوی شور شالیزارها بوی رطوبت و سبزی و‌‌... واقعا دلم واسه ویلامدن تنگ شده بود خیلی وقته نیومده بودیم ☺ شب استراحت کردیم و صبح بعد رفتیم دریا😄 منو ترانه بنانا(فارسی نوشتم🤣)و موتور چهار چرخ سوار شدیم خیلی خوش گذشت بعدشم همگی جت اسکی سوار شدیم اونم عالی بود رو ابرا میرفتیم🤣 بعدش اومدی...
29 مهر 1398

و روزی دیگر🍀

روزهای پاییزی همینطور میگذره و درس ها هم زیاد و سنگین تر میشه🙄 فردا هم امتحان ریاضی داریم و بنده در استرس به سر میبرم  ریاضی کار کردم اما همین که آدم جواب چند تا سوال رو هم ندونه خودش کلی روحیه آدمو پایین میاره، منم خسته شدم با اینکه اول ساله معلما کلیییی درس دادن و هر جلسه هم پرسش و امتحان😕 هر معلم هم که میاد سر کلاس بعد از  کلی پرسش نفس گیر کلی از آزمون و انتخاب رشته می‌ترسونن . البته من از آزمون نمونه خیلی نمی ترسم و برام اهمیتی نداره که قبول بشم یا نه چون خودم الان نمونه هستم و میبینم که اونقدراهم با مدارس عادی فرق نداره و بعضی از سخت گیری هاشون الکیه مثلا تا سوال ممنوع های کتاب رو هم میپ...
23 مهر 1398

اولین پست🌼

سلام  من تارا هستم و قراره اینجا خاطراتمو ثبت کنم💐 امیدوارم  وبلاگمو دوست داشته باشید🤗 خوشحال میشم وبلاگمو دنبال کنید منم وبلاگ شما رو دنبال میکنم☺ فعلا همینا🙄 تا پست بعدی خداخافظ 💐
11 مهر 1398
1